پسرم خودش غذا میخوره
دیگه علیرضام بزرگ شده تا میگیم علیرضا ابجی اومد به ایفون نگاه میکنه میدونه صبح تا ظهر که ابجی نیست با ایفون زدن میاد خونه و چقد دلبری میکنه وقتی ظهر صدای ایفون را میشنوه توپ را هم میشناسه تا میگیم کو توپش یا بهش نگاه میکنه یا میره طرفش چند وقتیست کامل میتونه بگه بابا ای رو زگار زحمتش با ماست اونوقت اولین کلمه ای که یاد میگیرن باباست قبلا موقع غذا خوردن با چشماش دلمون را میسوزاند از بس نگاه میکرد الان علاوه بر دلمون گوشمان را هم کر کرده از بس جیغ میکشه و غذا میخواد کم پیش میاد جمعه یا تعطیلی نهار را تو خونه بخوریم غذا را برمیداریم میریم به دل کوه وبیابون دیروز هم طب...
نویسنده :
مامان خدیجه
11:54







