مهدیهمهدیه، تا این لحظه: 23 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره
علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره
مهسا خانوممهسا خانوم، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

اقا زاده

االو مامانم هست

دلم میخواد درسته قورتت بدم وقتی میگیم علیرضا الو کن دستش یا گوشی یا هر وسیله ای که دستش باشه را میزاره رو گوشش اخه تو بچه ده ماهه چی از الو کردن میفهمی که میتونی انجامش بدی با اینکه نه عادتش دادیم و نه خودش به گوشی خیلی وابسته ست  اما نمیدونم اینو چطور یاد گرفته اینجا هم در حال گریه هست اما تا بهش گفتم علیرضا الو کن در همون حال دستشو گذاشت رو گوشش     وای که بعضی اوقات دلم میخواد درسته قورتش بدم ...
14 اسفند 1392

بوی بهار

عید داره از راه میرسه و کم کم بوی بهار میاد و منم از مدتها قبل به یاد بچه گیام دلم میخواد برم خرید لباس نو چند روزیه گیر دادیم به اقای شوهر بلکه ما را ببره کرمان برای خرید ولی هی امروز فردا میکنه و منم که خرید عید مث خوره افتاده به جونم دیروز رفتم از همین ولایت خودمون استارتش را زدم و دوتا دست لباس برای علیرضا و یه تونیک برای مهدیه خریدم تا بقیشو اگه قسمت شد رفتیم کرمان از اونجا بخرم دیروز که تو خیابون بودم مهر مادری منو کشوند تو سوپر میوه محله و یه کیسه هویج خریدم تا برای اقازاده نسبتا محترم (به قول ابجی مهدیه) اب هویج بگیرم تا بخوره اما نمیدونستم همین مهر مادری کار دستم میده و این دم عیدی&...
11 اسفند 1392

بی بهونه دوستت دارم

تصمیم گرفتم علیرضا را ببرم تو حیاط یه چند تا عکس ازش بندازم ولی مگه با شیطونیایی که میکرد میشد عکسی انداخت تا اینکه بلاخره با هزار بدبختی اینا شد نتیجه عکاسی بنده    داشتم سیر پاک میکرد که فریزش کنم تا برای کاری رفتم تو اتاق و برگشتم با این صحنه مواجه شدم عاشقتمممممممممممممممممممممم   ...
7 اسفند 1392

اولین اصلاح مو

این چند مدت که نتونستم اپ بشم مهمان داشتیم وقت نمیکردم اولش بابا و مامانم بعدش هم عموی علیرضا مهمانمان بودند اقازاده هم این مدت حسابی شیطون شده ویه جا بند نمیشه تازگیا یاد گرفته چهاردست وپا میره و کل خونه را زیر سلطه خودش گرفته به بابایش  متاسفانه خیلی وابسته شده تا میخواد بره بیرون دنبالش گریه میکنه و میخواد که بغلش کنه به ماست و پرتقال خیلی علاقه داره و اینجا هم فصل پرتقاله تا بتونه امسال پرتقال خورده       چند وقتی بود میدیدم موهای دور گوش علیرضا بلند شده و نیاز به اصلاح داره وبابایش هی امروز فردا میکرد تا اصلاحش کنه تا اینکه بلاخره دیروز با کلی کلک تونست یه کم موهاشو اصلاح کنه ...
4 اسفند 1392

روز عـشـق

مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه   ولنتاین مبارک اینم دوتا از سه تا عشقام که از گذاشتن عکس عشق سوم معذورم ...
25 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به اقا زاده می باشد