جشن دندونی
یه هفته یا شاید هم ده روز پیش بود که علیرضا یه شب خیلی نااروم بود و صبح که بیدار شدم دیدم بچه بیچاره تب داره
فوری دکتر خانوادگی را احضار کردیم خونه
بنده خدا زحمت کشید و علیرضا را ویزیت کردن گفتن احتمالا از دندونشه که بعد از چند روز دیدیم بله این مروارید سفید قشنگ بلاخره از تو صدفش زده بیرون
و ما هم که شهر خودمون نیستیم بتونیم جشنی بگیرم فقط قراره فردا یه اش برای سلامتی بچه ام بپزم بدم بیرون به یکی دوتا از دوستان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



جشن دندونی
