اولین اصلاح مو
این چند مدت که نتونستم اپ بشم مهمان داشتیم وقت نمیکردم اولش بابا و مامانم بعدش هم عموی علیرضا مهمانمان بودند اقازاده هم این مدت حسابی شیطون شده ویه جا بند نمیشه تازگیا یاد گرفته چهاردست وپا میره و کل خونه را زیر سلطه خودش گرفته به بابایش متاسفانه خیلی وابسته شده تا میخواد بره بیرون دنبالش گریه میکنه و میخواد که بغلش کنه به ماست و پرتقال خیلی علاقه داره و اینجا هم فصل پرتقاله تا بتونه امسال پرتقال خورده چند وقتی بود میدیدم موهای دور گوش علیرضا بلند شده و نیاز به اصلاح داره وبابایش هی امروز فردا میکرد تا اصلاحش کنه تا اینکه بلاخره دیروز با کلی کلک تونست یه کم موهاشو اصلاح کنه ...










